سوال روز علی یل غلامعلی
خبرگزاری فارس: در پنجمین شب «دهه خط امام» که دو سخنران داشت مبارز یمنی از خواست مردم یمن گفت و حجتالاسلام غریبرضا با اشاره به حوادث اخیر در مصر و سوریه گفت: رسانه ملی در عرصه داخلی در تبین این حوادث کوتاهی کرده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس، شب گذشته در پنجمین روز «دهه خط امام»، حجتالاسلام حمیدرضا غریبرضا و صدق شرفی از مبارزان انقلابی یمن از خط امام در بیداری اسلامی در تالار عمار سخن گفتند.
* مبارز یمنی: انقلابهای اخیر مولود انقلاب اسلامی است
در ابتدای این مراسم صادق شرفی عضو مجلس انتقالی یمن و مبارز 28 ساله یمنی با بیان اینکه انقلاب امام خمینی(ره) مکتبی برای همه مسلمانان بود، گفت: انقلاب اسلامی گوشهای از نهضت حضرت محمد(ص) در شبه جزیره عربستان است که برای تغییر مسیر جهان و امت اسلامی بود.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) با انقلابش به یاری مسلمانان و مستضعفان آمد، افزود: انقلابهای اخیر مولود انقلاب اسلامی است چراکه همه آنها به اسلام مرتبط است.
عضو مجلس انتقالی یمن با اشاره به تلاشهای عربستان و غرب برای تغییر مسیر انقلابهای اسلامی منطقه تاکید کرد: میخواهند انقلابهای منطقه را عربی و یا ملی کنند.
وی با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی ایران در مرزهای ایران باقی نمانده است، افزود: این انقلاب به همه زوایای تاریک کشورهای عربی و آفریقایی نفوذ کرده است.
شرفی با اشاره به تظاهراتهای روزانه مردم یمن، تصریح کرد: ما انقلابی چون انقلاب اسلامی میخواهیم چراکه انقلاب امام خمینی(ره) نصرت اسلام و مستضعفین بود و هدفی جز این نداشت.
وی با اشاره به رابطه انقلابهای اخیر و امام خمینی(ره) بحث آن را مفصل خواند و افزود: تنها بگویم که انقلاب اسلامی سیلی بزرگی به آمریکا و اسرائیل و طاغوتهای منطقه بود که با لباس دینی حکومت میکردند.
* غریبرضا: عربستان پس از انقلاب مصر سرمایهگذاری زیادی بر روی جریان سلفی کرد
در ادامه این برنامه حجتالاسلام حمیدرضا غریبرضا با اشاره به بیداری اسلامی این اتفاقات را از فریاد سی سال پیش امام خمینی(ره) خطاب به مردم مصر خواند.
وی در این مراسم بیشتر سخنان خود را به مسئله انتخابات اخیر ریاست جمهوری مصر و همچنین تلاشهای سعودیها و سلفیها و وهابیون علیه شیعیان اختصاص داد و با اشاره به علاقه مردم مصر به اهل بیت(ع) و احترام آنان به مرقد حضرت زینب(س) و حضرت نفیسه(س) و مقام راس الحسین(ع) گفت: مصریها سخنی دارند که در آن میگویند مردم مصر سنی مذهب و در قلب شیعی هستند.
غریبرضا همچنین با اشاره به ضرورت شناخت جریانهای منطقه و ضعف موجود در این زمینه تاکید کرد: ما باید بدانیم این فتنه اخیر علیه شیعیان مصر و یا احزاب سلفی مصر از کجا نشات گرفتهاند.
وی با اشاره به اینکه اخوان المسلمین و رهبران آن از جمله حسن البنا و سیدقطب از قبل از انقلاب با ایران رابطه داشتهاند، افزود: مصر با ایران تشابه فرهنگی زیادی دارد.
این پژوهشگر عرصه بیداری اسلامی، با بیان اینکه انتخابات اخیر مصر در مسیر بیداری اسلامی تعیین کننده است، افزود: تمام تلاش انقلابیون در این انتخابات آن بود که ضدانقلاب مصر فضای آن را به دست نگیرند.
وی با اشاره به مطالعات میدانی خود، افزود: 80 درصد کسانی که من با آنها در مصر در ارتباط هستم دوست دارند حکومت دینی ایجاد شود چراکه در این کشورها قبلا سکولارها بر سر کار بودهاند و یا امکان اجرای شعائر دینی نبوده است و یا اینکه فضای جامعه آن را سخت کرده بود.
غریبرضا با بیان اینکه عربستان پس از انقلاب مصر سرمایهگذاری زیادی در مصر و بر روی جریان سلفی کردند، ادامه داد: این امر موجب شد که سلفیها 20 درصد مجلس مصر را به دست بگیرند و این در حالی بود که سلفیها با انقلاب همراه نبودند و مخالف قیام علیه حاکم بودند که البته پس از انقلاب مصر، انقلابیتر از آنان شدند.
وی با اشاره به حذف حازم ابواسماعیل نماینده سلفیها در انتخابات ریاست جمهوری و همچنین حذف عمر سلیمان نماینده جریان مبارک و همچنین حذف خیرت الشاطر کاندیدای اخوان المسلمین به بررسی فضای انتخابات مصر پرداخت.
* جوانان انقلابی مصر از اخوان المسلمین انتقادات زیادی دارند
رئیس مرکز گفتگوی دینی با اشاره به کشیده شدن انتخابات ریاست جمهوری مصر به دور دوم، به فضای انقلابیون مصر اشاره کرد و گفت: جوانان انقلابی مصر انتقاداتی را به اخوان المسلمین وارد میکنند.
وی در بیان این انتقادات با اشاره به دو جریان انقلابی و محافظهکار در اخوان المسلمین مصر افزود: در اخوان گروه وحدتگرا به همراهی کسانی چون محمدمهدی عاکف و هبلاوی نگاه انقلابی دارند اما گروهی که الان در اخوان بر سر کار است و از قضا در جریان انقلاب مصر در این جریان ریاست داشتف محافظه کار است و به سمت عربستان تمایل دارد لذا آنها در دوران انقلاب حضور پررنگی پیدا نکردند.
غریبرضا با اشاره به انتقادات مردم مصر از اخوان المسلمین، ادامه داد: آنها چند مورد از جمله تعامل با شورای نظامی و همپیمانی با سلفیها و عربستان و رابطه با آمریکا را از جمله مهمترین انتقادات مصریها به اخوان دانست.
وی با تحلیل به دور دوم رفتن محمد مرسی و احمد شفیق در انتخابات ریاست جمهوری مصر و علت اقبال به آخرین نخست وزیر مبارک، گفت: برخی معتقدند این یک تقلب تستی بود که بازتابها را بررسی کنند و در صورت عدم ایجاد بازتاب مناسب رژیم خود را احیا کند.
غریبرضا افزود: از یک طرف علت این اقبال میتواند احترام بسیاری است که مردم به ارتش مصر میگذارند و خطاهای آنان را نیز میبخشند و یا فضای ناامنی و مشکلات اقتصادی است که آنان را با توجه به وعدههای شفیق به سمت او کشانده است.
* رویکرد بخش برون مرزی صداوسیما در انتخابات مصر بیطرفانه نبود
وی ادامه داد: رای مسیحیان مصر که 10 درصد هستند و آمریکا روی آنان سرمایهگذاری کرده و آنان را مظلوم نشان داده است و آنان را از اسلامگراها ترساندهاند یکی از دلایل اقبال به شفیق است.
این پژوهشگر با اشاره زمزمههای جوانان انقلابی در تحریم انتخابات آتی به دلیل انتقادها علیه اخوان و همچنین علیه باقیماندگان مبارک، گفت: البته برخی میگویند علیرغم اختلافات و انتقادات از اخوان المسلمین باید به آنان رای داد.
حجتالاسلام غریبرضا همچنین به رویکرد بخش برون مرزی صداوسیما و شبکه العالم به انتخابات مصر، گفت: العالم بیشتر از محمد مرسی حمایت کرد و این مورد انتقاد مردم مصر بود به گونهای که میگفتند حداقل سعی کنید فضای معتدلی نشان دهید.
وی افزود: در عرصه داخلی نیز رسانه ملی به این مسئله توجهی نکرده است همانگونه که درباره سوریه و اقدامات علیه حاکمیت و مردم این کشور رخ میدهد کمکاری کرده است.
* ارسال نامه آیتالله مقتدایی به شیخ الازهر درباره فتنه حسینیهها
حجتالاسلام غریبرضا همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به فتنه اخیر حسینیهها علیه شیعیان مصر پرداخت و گفت: این قضیه با سفر علامه کورانی شروع شد و این سفر او به دعوت شیعیان این کشور هم نبود بلکه آنها تنها از حسینیههای خانگیشان از او استقبال کردند.
وی افزود: با رفتن علامه کورانی از مصر بهانهای به دست سلفیهای مخالف بازگشت روابط ایران و مصر هستند افتاد و حتی در سایتهایشان نام و آدرس برخی شیعیان را نوشتند و تلاش کردند آنها را مورد حمله قرار بدهند که در چند مورد نیز این اتفاق افتاد.
غریبرضا با اشاره به حمایت احمد الطیب شیخ الازهر از شیعیان در پاسخ به یکی از وهابیون به نام «الغامدی»، گفت: با همه این احوال او در این قضیه در نقشه شیعیان حرکت کرد و با کمک محمد حسان از رهبران سلفی مورد حمایت عربستان بیانیهای صادر کرد.
وی افزود: در حوزه علمیه قم هم اتفاق خوبی رخ داد و نامه آیتالله مقتدایی از طریق آقای امانی نماینده ایران به شیخ الازهر ارسال شد که به دلیل پشتوانههای مالی سلفیها تاثیر زیادی نداشت و این نشان میدهد که ما باید بیش از این کار کنیم.
آیتالله سید ابراهیم خسروشاهی از بزرگان حوزه علمیه تهران در حاشیه مراسم بزرگداشت آیتالله بهجت(ره) که شب گذشته در مسجد جامع ازگل برگزار شد، به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت: خاطرهای از آیتالله بهجت برای شما نقل میکنم که نمیدانم در مورد بخشی از زندگی خودشان بود یا از دیگران نقل میکردند.
وی افزود: آیتالله بهجت که در حوزه علمیه نجف مشغول فراگیری علوم حوزوی بود بیمار میشود و برای مداوا به بیمارستانی در بغداد منتقل و بستری میشود.
آیتالله خسروشاهی ادامه داد: پرستار آیتالله بهجت یک زن عیسوی(مسیحی) بود و دید ایشان هیچ توجهای به او ندارد. پرستار از طلبه جوان پرسید چرا به من توجه نداری، مگر من زیبا نیستم؟! طلبه در پاسخ گفت: من زیبایی دارم که میترسم اگر به تو توجه کنم، او [خدای صاحب جمال] به من توجه نکند!
آیتالله خسروشاهی تصریح کرد: آیتالله بهجت و مردان خدای مثل او دل خویش را به خدای یکتا و جمالآفرین سپردند و غم و غصهای دلهای با خدای آن بزرگان را فرا نمیگرفت و دردی و رنجی آن بزرگمردان را به خود مشغول نمیساخت. خدا انشاءالله ما را از شفاعتش محروم نکند.
به گزارش فارس، آیتالله سید ابراهیم خسروشاهی از شاگردان آیتالله العظمی بروجردی، آیتالله شیخ عباس تهرانی، علامه طباطبایی و امام خمینی است. این استاد حوزه علمیه روز پنجشنبه 12 آذر ماه 1388 به عنوان نخستین پیشکسوت حوزههای علمیه تهران تقدیر شد. در این همایش، کتاب زندگینامه وی تحت عنوان «شرح حال خلوتنشین» رونمایی شد.
خبرگزاری فارس: انتخابات مصر در حالی به مرحله شمارش آرا رسیده که حکومت سعودی تلاش دارد تا به هر نحو ممکن مانع به قدرت رسیدن کاندیداهای اسلامگرا شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، انتخابات مصر در حالی به مرحله شمارش آرا رسیده که حکومت سعودی تلاش دارد تا به هر نحو ممکن مانع به قدرت رسیدن کاندیداهای اسلامگرا شود.
تبلیغات علیه کاندیداهای اسلامگرا و هزینه به سود کاندیداهای مورد علاقه خود از جمله این دخالتهاست.
آخرین نمونه این دخالتها نامه سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به سفارت این کشور در مصر است که طی آن از سفیر خواسته شده که "به هر شکل ممکن" مانع روی کار آمدن اسلامگرایان در مصر شوند.
متن این نامه از نظر خوانندگان میگذرد.
سفارت عربستان سعودی در قاهره
دفتر سفیر
بنا بر تاکید ویژه خادم حرمین شریفین، از شما میخواهیم که همه تلاش خود را به کار گیرید تا مانع پیروزی کاندیداهای اسلامگرا بخصوص محمد مرسی شوید. چراکه اخوان المسلمون خطر حقیقی برای ماست و مایل نیستیم که آنها به قدرت برسند زیرا در این صورت ما جایگاه خود را در رهبری جهان عربی و اسلامی از دست خواهیم داد.
لذا برای تحقق این امر بر ضرورت استفاده از تمامی سازوکارهای موجود تاکید می کنیم.
در همین راستا خواستار ارسال تمامی گزارشهای مربوط به انتخابات مصر به دفتر ویژه پیگیری در وزارت خارجه با رعایت تمامی ضوابط امنیتی هستیم.
وزارت خارجه سعودی
خبرگزاری فارس: خوب می دانی که این اولین نامه ای نیست که برای تو می نویسم و خوب می دانم که آخرینش هم نخواهد بود. چرا که بعد از رفتنت تازه وقتت آزاد شده و می توانی بی هیچ مضیقه و بی هیچ عجله ای حرفهایم را گوش کنی.

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، روز گذشته همایشی با عنوان «شب خاطره شهید حسن طهرانی مقدم» در حوزه هنری تهران برگزار شد. در میان افرادی که پیرامون پدر موشکی ایران خاطراتی را بیان داشتند. متنی قرائت شد که دل همه را لرزاند. نامه ای از طرف دختر ی به نام زینب برای پدری آسمانی.
بسم الله رحمن الرحیم
بابای خوبم
سلام
خوب می دانی که این اولین نامه ای نیست که برای تو می نویسم و خوب می دانم که آخرینش هم نخواهد بود. چرا که بعد از رفتنت تازه وقتت آزاد شده و می توانی بی هیچ مضیقه و بی هیچ عجله ای حرفهایم را گوش کنی و درد دلهایم را بشنوی و دوا کنی. درددل کردن با تو برایم مثل نشستن سر مزارت، مثل بوسیدن قاب عکست، مثل بو کردن ِ گاه به گاه چفیه ات، مثل نماز خواندن روی مهرت، شیرین است. امیدم این است که هر لحظه مرا می بینی، صدایت که می کنم نشسته ای پیش من و گوش می دهی. برای هر کاری که می خواهم از تو اجازه بگیرم منتظر نمی مانم که از ماموریت برگردی و به چند نفر زنگ نمی زنم تا یکی گوشی موبایلی به تو برساند و من چند کلمه با تو حرف بزنم. کافی است که یک آن ترا صدا کنم آن وقت پهنای لبخند را روی صورت قشنگت تصور می کنم و آرام می شوم. گاهی هم اخم می کنی. فکر نکن که نمی فهمم. می دانم مراقبم هستی حتی بستر از آن وقت ها.
حواست هست به رفتار مردم، به حرفهایشان، به تملق، به ریا، به همه ی چیزهایی که یک عمر تو به آنها حساس بودی. به همه ی صفت هایی که نه من که هیچ کس در تو ندیده بود. آخر اگر بگویم من ندیده بودم که نمی شود. می دانی که من شاخص خوبی برای شناساندن تو نیستم. من آنقدر محو مهربانی ها و خوبی ها و حرف هایت بودم که از شناختن وجودت جا ماندم.
آنقدر دستم را گرفتی و دواندی که وقت نکردم برگردم و صورتت را نگاه کنم. آنقدر با انگشتت به آدم های خوب تر اشاره کردی که حواسم نبود یک بار دستت را دنبال کنم و صاحب انگشت را نگاه کنم. آنقدر عکس امام و آقا را از بچگی گرفتی مقابل چشمانم که بفهمم پیشوا و راهنمای همیشگی ام کیست. چنان از فرماندهان شهید جنگ برایم حرف می زدی و چنان از خوبی هایشان می گفتی که تا بعد از شهادتت نمیدانستم که خودت یکی بودی درست مثل آنها. گفته بودی که یک بار همه ی فرماندهان را خانه ی مادرجون شام داده ای. وقتی می رفتم خانه ی مادرجون و احساس می کردم که روزی توی این اتاق حسین خرازی و مهدی باکری و زین الدین و همت و ... چهار زانو نشسته اند و غذا خورده اند، فضای اتاق را متبرک می دیدم اما هیچ وقت حواسم نبود که زیر پاهای تو را تبرک کنم. هیچ گاه از رشادت ها و فداکاری هایت در جنگ یا حتی بعد از آن برایم نگفتی و الان می دانی که چه حسرتی می خورم وقتی آنها را از زبان دیگران می شنوم.
بابای مهربانم
راستی هوای آن دنیا چه طور است؟ جمعتان جمع است دیگر. نمی دانم توی مهمانی فرماندهان بیش تر می چرخی یا مثل این سالهای آخر با جوان های گمنام بی ادعا نشست و برخاست می کنی؟ هرچه باشد خیالم راحت است که حالت خوب است و دیگر خروار خروار غصه جمع نمی شود توی چشمانت و دیگر لازم نیست که مدام بخندی و بخندانی که حواسمان پرت شود از غصه ی چشمانت.
یادم نرفته هنوز که چه طور حسرت می خوردی برای دنیا پرستی بعضی ها، برای میزانِ حسدِ توی دلِبعضی دیگر، برای کوتاه بینی، برای خود بینی. غصه می خوردی برای جوان ها، برای مردم، برای فقر، برای آنها که می آمدند در خانه مان و نیاز داشتند و تو هیچ وقت دست خالی برشان نمی گرداندی. نمی دانم در حین آفرینشت خدا چه سهمی از سخاوت و کرم را در وجودت ریخت که چنین لبریز بودی. هیچ وقت نشد که چیزی از تو بخواهم و بتوانی و نه بشنوم. تنها من که نه. هیچ کس نشد که چیزی از تو بخواهد و بتوانی و نه بشنود.
دارایی ات، وقتت، وجودت همه را وقف عام کرده بودی و می دانم که سهم ما را جدا می گذاشتی. ولی مطمئن نیستم که برای خودت هم چیزی برمی داشتی یا نه. بس که با اخلاص بودی. خودت را فراموش می کردی همیشه. اسلام را بر خود و خانواده و مال و جانت مقدم می دانستی و همه ی کارهایت برای پیشرفت اسلام بود. این طور نبود اگر، که قبل از شروع هر کار مهمی چندین بار به مادرجون اصرار نمی کردی که دعایتان کند، آن طور قبلش به ائمه توسل نمی کردید و بعدش نماز شکر نمی خواندید و صبح ها قبل از نماز آن طور با خدا حرف نمی زدی که من لذت خواب نیمه شب را به شنیدن صدای تو بفروشم. شاید اگر آنقدر برای قرآن حفظ کردنم ذوق و حرارت نشان نمی دادی و در جمع دوست و آشنا و فامیل با علاقه و شوق از حفظ قرآنم یاد می کردی من هیچ گاه نمی توانستم دوریت را تحمل کنم. هنگامی که آن روز در کنار مادر صبورم نشسته بودم و خبر پرواز جاودانه ات را با مادر شنیدیم قلبم لرزید، چشمانم پر اشک شد مثل اینکه کوهها بر سرم ویران شدند اما به مادرم که نگریستم عظمت تو را در چهره او دیدم. چنان صبوری کرد که صبر از او بی تاب شد. پس از سه دهه زندگی با تو که تو در سنگر جهاد و او در سنگر صبر ایستادگی کردید تو به پایان ماموریتت رسیدی او همچنان برعهدش باقی است.
این شب ها هر وقت صدای در می آید هنوز بچه ها فکر می کنند تو هستی و خوشحال به سمت در می روند تا شاید باز تن خسته و چهره خندانت را ببینند. هنوز صدای خنده های بلندت هنگام بازی با زهرا و محمد طاها هنگامی که بچه ها روی دوشت سوار بودند در فضای خانه طنین انداز است و ما را دلخوش می کند.
تو رسالت سنگینی بر عهده ما گذاشتی تا تو را با زبان کودکی به زهرای شش ساله و محمد طاهای دو ساله معرفی نماییم. رفتار و منشت را برای فاطمه که نوجوانیش را بی تو طی می کند نشان دهیم.
در این عصر جمعه دلتنگم. دلتنگ جمعه هایی که ما را جمع می کردی و برایمان سمات می خواندی. هنوز در گوشم شهادت گفتن های آل یاسینت می پیچد.
اشهد ان النشر حق و البعث حق و الصراط حق .
عصر جمعه بی تو و بی سمات برایمان محال است، محال.
آن روز بعد از نماز جماعت ظهر و عصر که خدا آمد صدایتان کرد چه حالی شدید؟
لابد گفته است: خریدنی شده ای حسن.
پرسیده ای: می خری مان؟
او پرسید: به بهشت قبول است؟
گفته ای: چرا که نه.
و خدا گفت: تو که در گمنامی زیستی را من به همه می شناسانم .آن روز تهران لرزید. تو و یارانت گفته اید: "جانهای ناقابلمان فروخته شد به شخص خدا به بهای بهشت." فرشته ها هم شاهد ایستاده اند و گروه هم خوانی راه انداخته اند و آوایشان همه جا پیچیده است که:ان الله اشتری من المومنین اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه.
مراسم با شکوهی بوده بابا. حیف که نشد بیایم و چون زینبِ حسین بر پیکر بی سرت بوسه بزنم و رو کنم بالا و بگویم "ربنا تقبل منا هذا القلیل".